دومین قسمت از برنامه بدون توقف با موضوع حجاب به مباحث زیر اختصاص داشت: مشکل دولت ها با حجاب، چرا ناامنی بوجود می آید، حد آزادی کجاست، نگاه جنسی به زنان در غرب،نظریه پردازی پیشنیاز هر اقدامی است، باید درمورد حجاب گفت و گو کنیم، الگوسازی در رسانه ها با حجاب سنخیتی ندارد، چرا اجبار حجاب، فحشای قانونی در مالزی و ترکیه، ضرورت زمینه سازی ازدواج از طرف حکومت، فرق قانون حجاب با اجبارحجاب و جنگ رسانه ای برای پوشش.

فایل ویدیویی این برنامه را می توانید در زیر مشاهده کنید.

 

 

مجری: سلام با یک قسمت دیگه از برنامه بدون توقف در خدمتتون هستیم.

مشکل حجاب با دولت ها

دکترغلامی: متاسفانه دولتهای مختلف در جمهوری اسلامی با بحث حجاب و عفاف با برخی عبارات بازی میکنند؛ یعنی میان سر کار و شروع میکنند به بازی با برخی عبارات. مثلاً میگیم پوشش، میگه حالا طرف یه پوششی داشته باشه! این میاد میگه مشکل مگه فقط چهارتا تارمو هست؟ اون یکی میاد میگه به مردم چیکار دارین؟ یکی دیگه میاد میگه مردم رو به زور به بهشت نبرید! بازی میکنیم با فرهنگ، چرا؟ شما نگاه کنید در مناظرات انتخاباتی! هیچ کس حاضر نیست، هیچ کس و خیلی هاشون حاضر نیستند به صراحت از اون چارچوبی که شرع یا قانون مشخص کرده دفاع کنند! [میگویند] بله حالا مسائلی هست و … سوال بعدی را بپرسید! خب اول این سوال رو جواب بده بعد [برو سراغ ] سوال بعدی!

مهمانان برنامه: حجاب در جامعه ما فقط یک امر مذهبی نیست و یک بخش عمده ایش عرفیه! یعنی من خودم بارها دیدم که یک خانمی محجبه است و دوست دارد یک لباس آزاد با یه رنگ شاد بپوشه مثلاً صورتی یا رنگ های پاستیلی که الان مد شده ولی عرف جامعه ایرانی بهش میگه که این لباسها چیه؟ مگه داری میری ساحل! داری کیش میری مگه؟ تو تهران که این مدلی لباس نمیپوشن! یعن عرف  هم خیلی دامن میزنه! انتخابها رو خیلی محدود میکنه!

چرا ناامنی بوجود آمده؟

دکتر: ببینید رنگ لباس تابع چه قاعده ای است؟ الان شما از مرجعتون سوال کنید چه رنگی حلال و چه رنگی حرامه! ؟ جوابتونو نمیدن! چون رنگ لباس تابع عرف است شما باید نگاه کنید و انتخاب کنید که کدام رنگ در عرف جلب توجه میکنه، کدوم رنگ جلب توجه نمیکنه. اما گاهی اوقات ممکنه کسی بگه نه من به اینکه عرف چی میگه هم کاری ندارم. اونوقت من یه سوالی میپرسم آثار اینکه کاری ندارم رو هم میپذیری یا نه؟  الان مکرر خانمها در جاهای مختلف از ناامنی اجتماعی حرف میزنند میگن ما امنیت اجتماعی نداریم. ایستادیم کنارخیابون سوار ماشین شیم، ماشینهای مختلف بوق میرنن. مثلا یه ماشین میاد مدل مازرات بوق میزنه..طبیعتا برای حمل مسافر بوق نمیزنه دیگه پس برای چی بوق میزنه؟ سوال اینکه این ناامنی چرا بوجود اومد؟ من الان عرض میکنم.

توی جامعه افراد با شأن جنسی شان میان بیرون یا با شأن انسانی شان؟ اینجا مشکل آغاز میشه

سال۶۰-۶۵ حتی سال۷۰ تصور اینکه خانمی کنار خیابون ایستاده با هر پوششی! کسی براش بوق بزنه؟! یعنی اگه میگفتن تعجب میکردیم که مگه میشه همچنین چیزی! چرا این اتفاق افتاده؟ وقتی کسی در تعامل با جامعه جای دوتا چیز را عوض کرد اونوقت میشه که هر کسی خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه… این دو تا چی هاست؟ ما دو تا شأن داریم؛ من دو تا مثال میزنم تا خوب جا بیفته. الان شمایی که اینجا نشستید خانمید یا آقا؟ شما هفت تا انسانید من به خانم یا آقا بودن شما هیچ کاری ندارم. الان خانم یا آقا بودن شما برای من مهم نیست. من با ۷تا انسان طرفم! الان شأن انسانی شما در مقابل منه! توی جامعه افراد با شأن جنسی شان میان بیرون یا با شأن انسانی شان؟ اینجا مشکل آغاز میشه؛ یعنی شما با شأن انسانی تون میاید جلو.

من الان کارمند بانکم، آقایی اومدن قسط بانکشون رو بدن، شمای خانم هم اومدین قسط بدین. آقا که میخواد قسطشو بده میگم بده- انگار که جن دیده باشم با چنین حالتی! اما شما که میخوای قسطتو بدی میگم بانک رو منوّر کردی! خب پول با پول فرقی میکنه؟ من الان انسانی برخورد نمیکنم دارم با زن بودن شما مواجه میشم یعنی نگاه جنسی! چرا؟ اگر شما انسانی بیای جلو من ولو اگر نخواهم مجبورم با شما انسانی برخورد کنم! شأن انسانی تونو گذاشتین جلو، زن یا مرد بودن پشتش مخفی شد. اما اگر به هر دلیلی شأن زنانه تونو گذاشتین جلو، جنسیتتون رو تو اولویت گذاشتین اونوقت باید آماده تبعاتش باشین!

مهمانان برنامه: جامعه این را از ما میخواد! یعنی از من میخواد وقتی از در خونه ات میای بیرون چون زنی باید حجاب داشته باشی! یعنی به من میگه شما باید جنسیتت رو بذاری جلو، بعد انسانیتت پشتت بعد تشریف بیاری تو خیابون!

دکترغلامی: اینکه میگه باحجاب بیا، جنسیت جلو قرار میگیره یا اینکه میگه بدون حجاب بیا؟

حد آزادی کجاست؟

مهمانان برنامه: اصلاً هر چی! منو آزاد بذاره! من دلم خواست با حجاب میام  و دلم نخواست بدون حجاب میام. مثل یه آقایی  که دلش میخواد با تیشرت آستین کوتاه میاد و یه آقایی با پیراهن آستین بلند!

دکترغلامی: خب آهان. حدش چیه؟

مهمانان برنامه: یعنی چی؟

دکترغلامی: حد اینکه چه کسی چه جور دلش بخواد بیاد بیرون؟

مهمانان برنامه: خب میتونیم یک قواعدی رو برای حد پوشش بگذاریم یا اینکه…

دکترغلامی: اون قواعد رو کی تعیین میکنه؟

مهمانان برنامه: قانون

دکتر: کدوم قانون؟

مهمانان برنامه: شرع!

مهمانان برنامه:شرع نه! شرع تعیین نمیکنه

دکترغلامی: چرا؟

مهمانان برنامه: چرا باید شرع تعیین کنه؟ خیلی از آدمها به این شرع قائل نیستند. الان من داشتم تو راه میومدم، داشتم رانندگی  میکردم که یه آقای مسنّی که با پسر بچه ۱۱-۱۲ ساله ترک موتورش نشونده بود، داره میاد از کنار من رد میشه یهو برمیگرده میگه اسلام به خطر نیفته! اسلام به خطر نیفته! من فقط نگاه کردم  و به اون آقا پسری که پشتش نشسته بود لبخند زدم. گفتم ما چهل سال چیکار کردیم که الان این احساس میکنه اگه بواسطه نوع پوشش من به من تیکه بندازه تخلیه میشه! شما زمانیکه مردم جامعه تون رو در اثر سیاستهای غلط اقتصادی، در اثر همه اتفاقات نابهنجار اجتماعی به جایی رساندید که از اسلام هم دل خوشی نداره، چرا دارید میگید قوانین جامعه رو شرع مشخص میکنه؟

مهمانان برنامه: دقیقا بحث اینجاست که اول شناخت به وجود نیومد. اول اجبار شد بعد حالا میخواستن مردم رو بشناسونن با این مسئله و حالا اونها اومدن همونطور که شما فرمودین انتخاب کردن! خب اینکه حجاب نداره اینطوریه. اونیکه حجاب داره غیبت میکنه و … . حالا یک سازمانهایی ارگانهایی اومدن تا این کارو این قضیه رو اصلاحش کنند ولی اجباری کردن. در یک جامعه یک عنوان شرعی نیست. برمیگردد به زندگی روزمره، برمیگردد به زندگی شخصی افراد. حالا مثالش را بخواهیم بزنیم مثل قضیه خوردن و آشامیدنه! در اسلام خوردن و آشامیدن حرام نیست و برای حفظ حیات واجبه! ولی خوردن گوشت خوک حرامه! باید ببینیم در چه زمینه هایی ما میخوایم مهر حرام بزنیم یا حلال بزنیم یا حتی در جامعه اجبارش کنیم!

نگاه جنسی به زنان در غرب

مجری: آقای دکتر الان شاید خیلی سوال دانشگاهیه و فضای عمومی جامعه اصلاً اینجوری نگاه نمیکنه. الان من یه مثالی براتون بزنم شما میگید آقا نگاه جنسی میشه به زن در اون مثال بانکی که زدید و اینها همه جای دنیا مردم میروند بانک و فروشگاه و…اصلاً هم همچنین نگاهی وجود نداره. مثال اگه بخوام بزنم مثلاً صدر اعظم آلمان خیلی نگاه جنسی نبود و شاید آدم موفقی هم بوده است. رأی آورده تو انتخابات! یا یه مثال دیگه خیلی خیلی دم دستی تر، حزب الله لبنان را می بینیم که سید حسن نصرالله برمیگرده به اون خواننده زن یک پیام تبریک میفرسته!

یا حتی اینقدر رفتارشون متفاوته و حتی حجاب اجباری هم ندارند به سبک ما. خیلی هم از زنان بی حجابی که در ان جامعه زندگی می کنند در همین انتخابات اخیر هم رفتن و به حزب الله رای دادند. یعنی واقعا چیزی که در کف جامعه دیده میشه اینکه ما نگاهمون خیلی جنسیتی تر شده با حجاب اجباری، نسبت به خیلی از همه کشورهایی که حجاب اجباری ندارند!

مهمانان برنامه: آقای دکتر من میتونم جواب این سوال رو بدم؟

دکترغلامی: بفرمایید.

مهمانان برنامه: اینکه میگن توی غرب این شکلی نیست، من الان این سوال رو دارم که از دوستان ما کسی مسافرتی داشته یا اینکه کتابی رو مطالعه کرده؟ من فقط در این سطح میتونم جواب رو بیان کنم که من رشته ام توی بحث زنان هست و اینو میتونم بگم که اون چیزهایی که من مطالعه کردم اون چیزی که در غرب مشکل دارن اینجوریی نیست که هر کسی از راه میرسه خیلی قاطع بیان کنه که اصلاً در غرب هیچ مشکلی نیست، اصلاً اینطوری نیست!

مهمانان برنامه: ما نگفتیم که در غرب اصلاً مشکلی نیست!

مهمانان برنامه: یه لحظه صبر کنید. زنان غربی خیلی مورد تجاوز قرار می گیرند! ابزاری هست که اصلاً در شأن این مجلس نیست که من بخوام مطرح کنم که از چه ابزاری برای در امان ماندن در مقابل مرد استفاده میشه!

مهمانان برنامه: چون اونها قانون ندارند برای پوشش شون، میشه اجباری نباشه ولی قانونی وجود داشته باشه.

مهمانان برنامه: قانون نباشه که آنارشیسم میشه! با هم قاطیش نکنیم. یه بحثی هست توی کشور اروپایی مثلاً مطرح میکنیم میگیم توی آسیا با اون وضعیتی که الان لبنان داره حالا این شخص شاید بر اساس مصلحت سیاسی ائ که دیده یه پیامی داده! فکر میکنم ما الان توی جمع دانشجوها هستیم و درست نباشه که بحثهای مختلف رو با هم قاطی کنیم. الان اگه قراره بحث بشه اینه که رسانه اش که مشکل داره، آموزشش که صد برابر مشکل داره هیچ فلسفه ی فکری قوی پشت این قانونی که الان اجباریه نیست بعد بریم تو لبنان بعد بگیم در غرب هم که اصلاً اینطوری نیست!

مجری: این دوستان هیچ کدوم با قانون حجاب مشکلی ندارند. خب ما نگاهمون به قانون حجاب اجباریه! و هیچ کدوممون هم از غرب مثال نزدیم من خودمم یه مثال از غرب و یه مثال از سید حسن نصرالله زدم که همین بغله! و فکر میکنم دلیلی هم که شما آوردی خیلی دلیل خوبی نباشه، که ما همه چیز رو فدای سیاست بکنیم. اینکه اصلا از اساس کار مشکل داره! اینکه بگیم سید حسن نصرالله بخاطر سیاست اومده حجاب اجباری رو مطرح نمیکنه این اصلاً یعنی شما داری شرع رو زیر سوال میبری؟! بله نماز رو هم تعطیل کنیم بخاطر سیاست!

مهمانان برنامه: نه نه شما هم دارین بحث منو میگین. میگیم بحث ها داره با هم قاطی میشه. آقای دکتر فکر میکنم بهتر باشه که مسیر صحبتمون مشخص بشه!

مهمانان برنامه: بله مسیرمون واقعی تر بشه. این مسیری که شما میفرمایید- نظر شخصی من اینه-  همه در مقام تئوری خیلی خوبه. رسانه مون، اینها الگوسازی اینها شناختمونه همه اینها درسته و دقیقه مسئله ی جامعه مون که این نیست!

مهمانان برنامه: فکر میکنم مسئله ما راهکار هست! الان باید چیکار کنیم که به فرموده ی شما شناخت و گرایش  رو ایجاد کنیم؟

مهمانان برنامه: یعنی همه ی اونها این کار رو نکردن؟ کسی که وظیفه ی شناخت داشته کسی که وظیفه گرایش داشته انجام ندادن فقط الان به منِ زنِ بنده ی خدای جامعه میگن تو باید پوشش داشته باشی، پوشش هم نداشته باشی من باهات برخورد فیزیکی میکنم بعد هم…

مجری: اون ۲۵ نهادی که کار خودشون رو انجام نمیدن بهتره گشت ارشاد رو- ارگان ۲۶ ام- هم تعطیل کنیم تا اینها شروع کنند کاری بکنند و یه زمینه سازی ای هم در واقع میشه!

مهمانان برنامه: استاد دقیقاً الان سوال من اینکه اصل حجاب زیباست ولی الان یک طوری هست که اصل حجاب زشت جلوه داده شده! اگه حجاب واقعاً یک چیز قشنگیه پس چرا بد جلوه داده شده؟ اصلاً چرا گشت ارشاد هست؟ چرا اون هزینه ای که برای گشت ارشاد میشه را برای فرهنگ سازی نمیکنن. برای اینکه حجاب زیباتر جلوه داده بشه هزینه نمیشه؟ چرا همه زشتی ها زیبا جلوه داده شده؟ که اصلاً اینجوری شده؟

مهمانان برنامه: دلیل جلوه ندادنش اینکه همه از روی اجبار رفتن سمتش و حالا یا پدرشون میخواسته یا همسرشون میخواسته که این حجاب رو داشته باشن و موازین اخلاقی اش رو رعایت نمی کرده. فقط ظاهراً رعایت میکرده و حالا مردم و جامعه یه چارچوب زدن یه مهر زدن بهش. مهر زدن که خب الان این حجاب داره و الان نگاه جامعه به منِ با حجاب، منی که چادر سر میکنم یه جور دیگه است که خب هر کاری ممکنه انجام بده. الان نگاهها اینجوری شده به دلیل همون اجباره!

مهمانان برنامه: اصلاً خود گشت ارشاد باعث حجاب گریزی میشه بنظرم!

 

این مطلب را هم ببینید: تاریخچه حجاب در ایران و جهان، از دوران باستان تا اکنون

نظریه پردازی پیشنیاز هر اقدامی است

دکتر غلامی: ۷تا نکته گفتین من ۷تاشو عنوان هاش رو نوشتم که هیچ کدوم بی جواب نمونه. اگر چه که با این پراکندگی که صحبت می کنیم این بحث کردن پیچیده میشه و سخت نمیشه! می فرمائید بحث تئوری می کنید [یا] بحث نظری می کنید. تا نظریه نداشته باشیم عملی در کار نیست! کار بدون پشتوانه نظری نتیجه اش میشه همین که الان داریم میبینیم.

این مطلب را هم ببینید:   بدون توقف با موضوع حجاب اجباری (قسمت اول)

مهمانان برنامه: ما نظریه پرداز نیستیم!

دکنرغلامی: چرا هستیم.

مهمانان برنامه: منی که الان اینجا نشستم یک زن جامعه ام که از بطن جامعه اومدم. نمیخوام نظریه داشته باشم من میخوام راهکار داشته باشم.

دکتر: من اگه الان یه راهکار داشته باشم حق دارید بگید که نظریه و پشتیبانت چیه؟

مهمانان برنامه: ولی نمیگیم

دکتر: یعنی من هر چی بگم شما انجام میدین؟!

مهمانان برنامه: نه! ما دنبال این هستیم که بگیم که حرفم اینکه الان زن جامعه ای که کف خیابونه دختر ۱۳-۱۴ ساله ی من به من نمیاد بگه با چه تئوری ای دار حرف میزنی؟ میگه ببین من الان میخوام آزاد باشم. من الان میخوام از خونه ی خاله ام برم خونه خودمون و دلم نمیخواد سرمو بپوشونم گرممه!

دکتر: اگه گفت میخوام آزاد باشم اگه ما گفتیم تعریفت از آزادی چیه؟

مهمانان برنامه: اونکه اصلاً تعریفی از آزادی نداره!

دکترغلامی: همینکه میگه آزاد باشم داره یه کلمه رو بکار میبره دیگه و ما معنی اش رو میدونیم و بهش میگیم و باید بهش آموزشش بدیم و اینه که منم آزادیم در اینکه یه چَک بزنم به شما و بروم و تعریف آزادی از نظر من اینه!

برای طراحی یک جامعه ی خوب و یک اجرای مناسب حتماً باید یک نظریه داشته باشیم

من نمیگم بحث نظری به یک معنای خشک دانشگاهی و استفاده از یک کلمات پیچیده! دقت کنید من سعی میکنم خیلی کلمات پیچیده ای بکار نبرم خب! اما اصالت عملی پیشتره . اصالت عملی ها میگن نظریه ای مفید نیست که درست باشه، نظریه ای درسته که مفید باشه! یعنی ما اصلاً به نظریه پشتیبان کاری نداریم. من میگم برای طراحی یک جامعه ی خوب و یک اجرای مناسب حتماً باید یک نظریه داشته باشیم والّا وارد می شوید و احساس میکنید اینجاش با اونجاش نمیخونه! میری میگردی دوباره میبینی دوجاش با هم نمیخونه! چرا؟ چون اول فکر نکردی! ما اول باید فکر کنیم ببینیم مبانی ملّی مون چی هاست؟ بر اساس این مبانی مون یک الگویی طراحی کنیم. ابتدای بحثیم و اگر چند جلسه دیگه در خدمت دوستان هستیم مفصلاً هر چه می بینید بیائید اینجا بحث کنید.

اما ممکنه شما بگید مردم اینو در جامعه میگن اما من به شما بگم مردم مبانی این را در جامعه نمی دانند. ببینید خیلی از حرفهایی که مردم در جامعه می زنند مبانی نظری دارد اما چون مبانی نظری اش را هیچ وقت هیچ کس به زبان ساده نگفته اونا فکر میکنن این فقط به ذهن اونها رسیده! اما من میخوام این کار رو انجام بدم.

باید درمورد حجاب گفت و گو کنیم

من یه مثالی بگم من چند روز پیش سوار ماشین شدم. راننده گفت آقا شما رشته تون چیه؟ گفتم حقوق. گفت حالا که شما قیافه تون اینجوریه یه سوال شرعی بپرسم؟ گفتم بپرسید حالا که قیافه ام اینجوریه. گفتش من فارسم یا عرب؟ گفتم فارسین دیگه دارین فارسی صحبت میکنین! گفت من برای چی باید نماز رو به عربی بخونم؟ گفتم نمیخواد عربی بخونی، فارسی بخون. گفت واقعاً میشه؟ گفتم بله نرجمه کن به فارسی بخون. گفت میخونم دیگه ترجمه ی فارسی اش هست. بجای بسم الله … میگم بنام خداوند بخشنده مهربان…گفتم نه دیگه! یعنی چی؟ بسم الله .. رو بخونم ترجمه کنم! کوتاهترین ترجمه ای که الان ناقص هم هست اینه: بنام ذاتی که مجمع جمیع صفات دارای صفت رحمانیت عام و رحمانیت خاص است! این کوتاهترین تعریفه و غلط هم هست تازه! گفتم شما اگه تونستی زبان عربی را به فارسی ترجمه کنی، ترجمه کن و به فارسی بخوان. حالا ۴۰ دقیقه تو راه بودیم و کلی بحث کرد! اینو کراراً من دیدم.

این نیستش که مردم از بحث نظری فرار کنند اما کدام بحث نظری؟ میگه مُهر چقدر باید باشه؟ میگه زراع و فلان و …آقا مهر باید باید اینقدر باشه (به یک بند انگشت اشاره میکنند). اندازه یک بند انگشت! کلّم الناس علی قد عقولهم… اینکه بگم مردم بحث نظری نمیخوان اینو یکم با شما مخالفم اما…

مهمانان برنامه: ببخشید من یک چیزی این وسط بگم. مردم بحث نظری نخواستن ولی الان آقای دکتر بپذیریم که بانوی جامعه ی ما اینقدر عقده داره که سر احساس ظلم که بهش میشه سر پوشش اش که اصلاً گوش شنوا نداره برای اینکه بخواهد. نه! برای اینکه من میخوام آزاد باشم .

دکترغلامی: البته همه هم اینطوری نیستن!

مهمانان برنامه: خیلی هاشون هستن! آره بالاخره من هم یک زنم و حجابم رو انتخاب کردم خب.

مجری: خب بالاخره جامعه ی ایرانی فارغ از اسلامی بودنش! کلّا از نگاه مردان هم نگاه میکنیم.

دکترغلامی: ببینید من میخوام بگم یک آدمی ناراحته! از لحاظ روانشناسی اینو بهتر از من دیدید ولی خیلی از آدمها اینجوری اند که اصلاً نمیخوام حرف بزنی! میگیم باشه. یک پنج دقیقه ای بنشینیم اصلاً حرف نزنیم. ۵ دقیقه نشستیم یه سوال بپرسیم. اسمت چیه؟ دیگه اسمشو که میتونه بگه؟ آره اینو من قبول دارم بخاطر گفتگو نکردن همه مون با همدیگه وقت میخواهیم آغاز کنیم با همدیگه مثل ماشینی هستیم که ۵ سال زیر آفتاب و برف و بارون مونده. این رو اگه موتورش رو روشن کنیم بزنیم دنده ۴ کل موتورش میاد پایین! آره اینو قبول دارم.

اما اینکه هیچ کس حاضر به گفتگو نیست، جسارتاً من در سال هزارتا دانشجو دارم همه هم خانم هستند. خیلی از خانم ها از استانهای مختلف در طول سالهای مختلف ۴ روز در هفته میبینم و لذا میتونم یه تصوری از خانمها داشته باشم. با ظواهر کاملاً متفاوت میان کلاس، من هیچ کاری به ظواهر ندارم. بحث رو آغاز میکنیم اونها اجازه دارند حرفها رو بشنوند و من هیچ کاری به پوششون ندارم. فقط بشنوند. احساس کنند غیر از آنچه فکر می کردند یک حرفهای دیگری هم هست. یک چیزهای دیگری هم هست.

میگفتند آقا یک پیرمرد بیسواد بیکاری که توی جوی آبی افتاده داره مواد مخدر تزریق میکنه شما اینو بکشی باید ۲۰۰ میلیون دیه بدی؛ اگه یه خانم نخبه ای که امروز از المپیاد اومده رو هم بکشی اصلاً پول نباید بدی قصاص ات میکنند. میگه خب اگه دیه خواستن چی؟ اگه دیه خواستی دیه آقا چقدره؟ ۲۰۰ میلیون، دیه ی خانم میتونه ۲۰۰ میلیون باشه؟ نه دیگه! مگه دیه ی خانم نصف دیه ی مرد نیست؟ نه! اون مال جائیکه قتل غیر عمد باشد. اگر قتل عمدی باشه مبلغ دیه تابع توافق طرفین هست. من پدر دخترم و میگم ۲۰۰ میلیارد بده تا عفوت کنم! میگم اینم شنیدی؟ اینم میدونی؟ یا نه اومدی ناراحتی و میگی اصلاً نمیخوام حرف بزنم! اینکه خانم های جامعه ما نمیخواهند بشنوند را یک ذره إن قلت دارم. سوالم اینه نمونه ای نشان دهید که برای خانم های جامعه ما گفته شده حجاب با این خوبی و با این نرمی، با فضای گفتگو و اونها پس زدن!

مهمانان برنامه: ببینید آقای دکتر یه خانمی که دوست نداره حجاب داشته باشه، میاد تو جامعه شما الان قانعش کنید!

دکترغلامی: آفرین. من دوتا حرف دارم. یک روز حرم امام رضا (ع) بودم سال ۷۲ بود. اون موقع مثل الان نبود. خیلی پوشیده تر بودن. دبیرستانی بودم. رسیدم جلوی [خانم بدحجابی] و یهویی گفتم ببخشید میشه به احترام امام رضا (ع) حجابتون رو رعایت کنید؟ برگشت به من گفت که پسرجون این حرفها رو آخوندا از خودشوون در آوردن! خیلی هم داش مشتی بود خانمه! من کاپشن تنم بود و یه قرآن کوچولوی داشتم. گفتم اگه تو قرآن اومده بود چی؟ گفت نه اینو آخوندا گفتن! قرآنو درآوردم بعد بهش نشون دادم دستش رو گرفت سمت حرم و …که داشت می لرزید گفت به حضرت رضا (ع) قسم نمیدونستم تو قرآن اومده! این [خانم] سوالش اینه که آخوندا از خودشون درآوردن. من اینجا باید آیه قرآنو بهش نشون بدم.

خانم های متعددی هم بودن من جاهایی باهاشون هم کلام شدم، اصلاً سوالش از یک جای دیگه ای آغاز شده. یه وقتی جلوی منزل ما یک خانمی اومده بود و روسریش رو برداشته بود و نوار روشن کرده بود ظهر جمعه! نوار رو هم داده بود بالا باصدای بلند. من اومدم برم خرید کنم زدم به شیشه و گفتم صدایش یک کم بلنده! گفت چشم چشم و زود کم کرد. من کنار زدم و اومد گفت چیزی که من گوش میکردم حرامه؟ گفتم تا حرام رو چی بدونی؟ گفت شما بگو ۴ ساعت باهم حرف زدیم. ۴ ساعت! از جن پرسید که جن تو عالم هست یا نه؟ معیارهای ازدواج چیاست تا هزار تا چیز دیگه. شما به من بگید اگه یک خانم بدپوشش دیدید چی بهش بگیم؟ شما با یک انسان مواجه هستید ممکنه سوال بشه که من خاله ام باحجاب ترین آدم فامییل و بداخلاق ترین آدم فامیله. این مسأله اش یک چیزه. یکی گفت فلانی حجاب رو اثبات کن، یکی میگه من غرب بودم فلان اتفاق افتاد، یکی میگه من قشنگم و دوس دارم قشنگی رو بروز بدم.

مهمانان برنامه: آخه جالب اینه که کسی سوال نمیپرسه!

دکترغلامی: نه ما میرسیم به فرد و میگیم خانم؟ نچ نچ نچ نچ یک خانمی میگفت من تو هواپیما نشسته بودم یه خانم بدحجابی کنارم نشسته بود گفتم خانم اینجوری اومدی بیرون؟ گفت چه اشکالی داره؟ گفت پیغمبر از یک قبرستونی میگذشت گفت نصف این آدمها از چشم زخم مردن… گفت جدی میگی؟ یک عده هم هستن از من میپرسن بچه مون نماز نمیخونه، چیکار کنیم؟ میگم نمیدونم. میگه راهکار بدید. میگم در مورد یه آدم داری حرف میزنی ممکنه یه دلیل نماز نخوندنش این باشه که پدرنماز خونش یک آدم بد دهنیه! مشکلش اونه؟

مهمانان برنامه: آقای دکتر دقیقاً همینه. طیف گسترده ای از خانم ها [وجود داره مثلا] قشر فرهیخته، قشر عقده ای، قشر یک جور دیگه همه رو آوردیم توی یک چارچوب گذاشتیم و میگیم اینه و لاغیر!

دکترغلامی: نخیر

مهمانان برنامه: آخه شما میگین تک تک من باید ببینم براشون توضیح بدم!

دکترغلامی: نخیر اتفاقاً نگذاشتم توی یک چارچوب! توی اسلام گفتیم پوشش چیه؟ پوشش اینه که بدنش رو غیر از وجه و کفین باز نذاره با چی؟ با چادر؟ با مانتو؟ با هزار و یک قلم لباس و…ما اصلا|ً به این کار ندارم! گفتیم حد پوشش رو رعایت کن! لذا بارها گفته شده بجای این چادرهای قدیمی که دست را درگیر میکنه، چادری را طراحی کنید که خانم ها آزادتر باشند. اینو رهبر مملکت میگه نه بنده! لباسی طراحی یکنید که خانم ها آزادتر باشند! این چادر در بلند مدت هم آرتروز میاره و هم دست خانم درگیره. اگه یک بچه هم بخواد بغل کنه بیچاره میشه! ما در مورد اینکه خانم ها یک شکل باشند اصلاً نظری نداریم ما گفتیم این حدّ چگونگی اش با خودتون.

الگوسازی در رسانه ها با حجاب سنخیتی ندارد

مهمانان برنامه: ۱۳سالم بود امتحان های سوم راهنمایی رو داده بودم بعد از امتحانات آخرین امتحان رو که دادم با ماردم رفتیم سینما. حالا من یک دختری که در آستانه بلوغ و نوجوانه رفتیم تو سینما نشستیم یک فیلمی اونموقع بود از اون فیلم های دختر پسری و زرد. اونموقع مثلا سالهای ۷۸-۷۹ اینها. بعد نشستیم بعد از اینکه اومدیم بیرون شروع کردم گریه کردن. مامانم گفت چرا گریه میکنی؟ گفتم دیگه نمیخوام بروم سینما! گفت برای چی؟ گفتم برای اینکه این دختره اینطوری پوشیده بود و با این نحوه ی پوشش داشت جلب توجه این پسره رو میکرد.

من الان تو ناخودآگاهم احساس میکنم الان که داریم از کنار این مانتو فروشی ها رد میشیم دلم میخواد اون مانتویی رو انتخاب کنم که این دختره پوشیده و در نتیجه به اونجا میرسید و اون رفتاری رو از خودم نشون بدهم که اون دختره نشون میداد. من نمیخوام ی کسی این شکلی برای من الگوسازی کند در صورتی که در ناخودآگاه خودم دوستش ندارم. بچه بودم و در حد بچگی خودم اینو خیلی حرف زدم با مادرم. شما الان می فرمایید که برای هر آدمی تعداد راه های فلان وجود داره و هر کسی باید مدتی … خیلی از جوانها و نوجوانهای جامعه ما اصلاً نگاهشون این نیست که بواسطه ی این موضوع ..الگوشون اینه. الگویی که صبح تلویزیون رو باز میکنن چی هست؟ این در فلان فیلم زن فلان پیغمبره بعد که میان پشت دوربین و میخوان باهاش مصاحبه کنند یک مدل دیگه است. خیلی طبیعیه که من از اون آدم جامعه ام توقع نداشته باشم که حجاب داشته باشه.

دکترغلامی: منم نگفتم که همه چی متناسب با شناخته! منم از عملکرد رسانه های فرهنگی دفاع نکردم. من الان از یک نکته دارم صحبت میکنم که مشکل کجاست؟ آسیب شناسی اگر کنیم در مسئله شناخت مشکل داریم اما اگر شناخت را کامل کنیم مشکلمون حل نخواهد شد! بعد باید بیایم سراغ گرایش و [بعد هم] اینه که میگن ۲۶ نهاد درست تنظیم شدن و اصلاً درست تنظیم شدن!

این مطلب را هم ببینید:   فلسفه حجاب چیست؟ رعایت حجاب چه فایده ای دارد؟

مهمانان برنامه: من سوالم اینجاست. متوجه حرفتون شدم. سوالم اینجاست وقتی وقتی ما شناخت رو تکمیل نکردیم، گرایش رو تکمیل نکردیم الان چرا داریم اجبار میکنیم؟

چرا اجبار و قانون؟

دکترغلامی: آهان! بحث اینکه چون شناخت را تکمیل نکردیم رفتار رو بگذاریم کنار؟! سوال: شما در خانه ای که بچه ۵-۶ ساله فحش میده، مسواک هم نمیزنه. نه میدونه فواید مسواک چیه ونه میدونه فحش بدی اش چیه؟ میگیم بگذارید نسبت به بدی هاش شناخت پیدا کند و بفهمه و بهش اجبار نکنیم؟ یا اجبار میکنیم که اینکارو انجام بده چون احساس میکنیم خیرشه و اون خودش نمی فهمه.

ما نسبت به جامعه مسولیت داریم ولو اینکه جامعه نمیدونه من الان چرا اینکارو میکنم. یک مثال میزنم. یک کسی نشسته بود و خواب بود یک مرتبه یکی آمد بالای سرش و سیبی را که خراب شده بود و متعفن هم بود را گفت اینو بخور. گفت نمیخورم. شروع کرد به زدنش و گفت یالله بخور! خب سیب رو به زور به طرف داد که بخوره بعد هم بلند شد با شلاق اینو زدن که بدو! طرف گفت برای چی میزنی؟ دوید دوید تا جسارتاً حالش بهم خورد! این سیب که متعفن بود رو جسارتاً پس اورد همراهش یک حیوانی هم از دهانش خارج شد. گفت دیدم خوابیدی و یک حیوانی وارد [دهانت] شد. این حیوان تنها بواسطه این سیب و این دویدن برمی گشت! اولش اجبار کردم نمیدونستی دلیلش چیه؟ نمیگم اینجا همونه! چون اینحا حجاب از سنخ عقیده است! اما میخوام بگم اگه اینو درست نکردی نگی اونو تعطیل کنید و در مورد این شتاب کنی! سریعتر اینکارو انجام بدی! نایستی بگی دبیرستانی ها فلان شدند. الان میشه کتاب دبستانی ها رو بازنگری کرد!؟ الان میشه؟ خیلی از کتاب دخترها و پسرها یکیه! از عجائب عالمه! واقعا مهارت های دخترها و پسرها فارغ از اینکه باید نقش اجتماعی داشته باشن یکیه ؟

اما میگم گشت ارشاد رو قبول دارم آره. چرا؟ دقت بکنید که چقدر کلمه اجبار رو بکار میبرید؟ الان من به شما بگم خوردن شربتها اجباریه کدومتون دوست داره شربتش رو بخوره؟ هیچ کس! از کلمه اجبار همه مون بدمون میاد. چون انسانیم و مختاریم دیگه! کلمه حجاب اجباری رو هی بکار میبریم [درحالیکه] اصلاًما حجاب اجباری نداریم! حجاب اجبارپذیر نیست چون از سنخ عقیده است. من الان میتونم به خانم نفر اول بگم باید به خانم نفر دوم علاقمند بشی! میگه من علاقه ندارم. میگه اگه علاقه نداشته باشی میگیم برنامه بعد دعوتتون نکنن. عه! مگه علاقه و محبت با اجبار میشه؟ عقیده هم قابل اجباره؟ حجاب اصلاً قابل اجبار نیست.

مهمانان برنامه: آخه حجاب یک رفتار اجتماعیه!

دکترغلامی: اجازه بدین داریم یک کلمه رو بکار میبریم. حجاب؛ این کلمه ابعادی داره. حجاب یک رفتاری است که بایید با نیت همراه باشد. لذا اگر در جامعه ما کسی را اجبار کردیم اینجوری باش. آیا با این مجبور بودن این آدم در آخرت ثواب یک فرد محجبه ی اینجوری رو خواهد داشت؟ نه! چون حجاب یک عقیده پشتش میخواد. اینکه عرض میکنم تا شناخت چون میگن گشت ارشاد [هست و ] حجاب اجباریه! هی کلمه اجبار رو بکار میبره.

گشت ارشاد؟!

مهمانان برنامه: اصلاً خودش یک رعب و وحشت رو ایجاد میکنه کلمه ی گشت ارشاد!

دکترغلامی: و میزان تبلیغاتی که در مورد گشت ارشاد میشه! گشت ارشاد در کجاها حاضره؟ من جسارتا در شهرک غرب هستم. من هر چی میگردم پیدا نمیکنم بعضی وقتها دانشجوها میگن اونها نزدیک یک مجتمع تجاری اند دم پاساژ گلستان می ایستند. اما منطقه ما که به لحاظ آزادی، کشور کویت محسوب میشه من هیچ وقت ندیدم! هیچ وقت! خب هست!

مهمانان برنامه: مبتلا به نبودید که ببینید. خانم باشید میبینید.

دکترغلامی: نه! خانم ها رفت و آمد دارند مفصلاً؛ ما یک نکته ای گفتیم این را خوب عنایت کنید لطفاً.

فحشای قانونی در مالزی و ترکیه

این فرمایشی که گفتین لبنان یا کشورهای دیگه؛ عنایت کنید بعضی وقتها میگن مالزی را نگاه کنید چقدر خوبه! ترکیه رو نگاه کنید. من تعجب میکنم از کسانی که اینو میگن. حالا بزرگوار اشاره کردند! من یک کتابی چندسال پیش نوشتم- تبلیغ که نمیشه اسم کتاب رو بگیم؟ حالا کسی نره کتاب رو تهیه کنه! – اسم کتاب هم ” مساله ی حجاب در غرب” بود. که در اون مشخصا بیشتر کانادا و آمریکا رو نگاه کردم که عوامل پوشش یا بدپوششی در غرب چیه؟ ما یک تصوری داریم الان میگیم غرب، تصور [بعضی ها] اینه که همه در اونجا عریانند، همه در حال فسادند! مطلقاً امریکائی ها و کانادائی ها که مذهبی ترند نسبت به آلمان و فرانسه، اونها نسبت به کشورهایی که اروپای شرقی اند خیلی پوششهای کاملتری دارند. این نیست که در غرب همه مردم [در حال فساد و فحشا هستند] و قوانینی دارند [برای پوشش] اگر اندازه لباس از فلان مقدار کمتر باشه برخورد میکنن. دانشگاه های معتبر دنیا قوانین پوشش دارند اینطوری نیست که هر کس هر طور دلش خواست لباس بپوشه بره دانشگاه.

مهمانان برنامه: اونا در ادارات و سازمان های مشخص این قوانین رو دارند.

دکترغلامی: بله در مجامع عمومی. مثلا در فرانسه شما بیژامه بپوشی مجرمی یعنی اگه آقایی بیژامه بپوشه حتماً مجرمه! حالا حتما حجاب آقایان را یادم بیندازید که بگم. اما اینکه میگید کشورهای اسلامی مالزی [بهترند] نشریه ای آلمان نوشته بود مالزی از فیلیپین و تایلند پیشی گرفته و ارزان ترین فحشای دنیا در مالزیه! من میگم این گزارش دورغ! دروغ هم که باشه اینکه مالزی نزدیک به ویتنام و فیلیپین باشه که پایگاه مسائل جنسی امریکائی ها در جنگ ویتنام بودند خیلی بده! اینکه در هفته وحدت خانمی با لباس های قرمز و آبی و …نشسته میگیم چقدر مالزی خوبه، مالزی همش اون نیست. ترکیه در سال ۲۰۱۶ به عنوان کشوری اسلامی ۴ میلیارد دلار از فحشا درآمد کسب کرده! سواحل لبنان هم همینطور! ما کشور اسلامی نداریم در دنیا، کشور اسلامی باید قوانین اسلامی رو پیاده کنه.

اما یک نکته ای رو خواهش میکنم خودتون دقت کنید کشور ما با هیچ کشوری قابل مقایسه نیست. پوشش در هر کشوری ممکنه یک پروسه داشته باشه از یک جایی آغاز بشه و به یک جایی ختم بشود اما در کشور ما پروژه است! چرا؟ به همان دلیلی که در اندلس پروژه بود. اندلس سال ۱۴۱۱ فتح شد و ۱۴۹۲ اگر اشتباه نکنم به دست مسیحیان اروپایی افتاد. اندلس را گرفتند مسلمان هایی که مهد تمدن بودند و اونجا کلی صنایع راه افتاد. [مسیحیان] خواستند اونجا رو بگیرند چندبار حمله کردند اما نتونستند شروع کردند فساد و بد پوششی رو از طریق دخترهای مسیحی شیوع دادند اینقدر زیاد شد که حتی به حکام هم رسید در ۱۴۹۲ اگر اشتباه نکنم حمله  کردند قتل عام کردند. بعضی ها میگن صدهزار نفر رو کشتند. گستاولوبون میگه اینها چه قتل عامی از مسلمانها کردند با فساد. الان در جمهوری اسلامی اگر شما بگید حجاب بی قاعده شد این نیست که خانم های ما خودشون حجاب رو انتخاب بکنند. صدها طراحی خواهد شد که چندتا کشور الان حجابشون از بیرون داره با ظرافت تعقیب میشه و الگودهی میشه. چرا؟ چون حجاب در کشور ما با ترکیه با مالزی با لبنان با هر جای دیگر متفاوته. حجاب در اینجا یک پروژه است.

مهمانان برنامه: پس سیاستهای غلط جمهوری اسلامی داره پروژه رو پیش میبره یعنی جلوتر میبره یا کمک میکنه…

دکترغلامی: شک نکنید ما اگر مقصرتر نباشیم که هستیم . من اصلاً هیچ دفاعی ندارم.

مهمانان برنامه: حرف ما همینجاست آقای دکتر. ما حرفمون اینه که اون داره این کار رو میکنه ما هم کاری نمیکنیم پس حداقل اجبار نکنید که اینقدر آسیب نداشته باشه!

ضرورت زمینه سازی ازدواج از طرف حکومت

دکترغلامی: در اون ۷ تا نکته جواب سوال شما هم هست. اینو بگم که بعد شما بفرمایید که فرمایشتون ذبح نشه این وسط. ببینید ما میگیم که اجبار حجاب هست. سوال: آیا احکام اسلام در مورد موضوعی بنام پوشش نظری دارد یا نه؟ جواب مثبته، شیعه و سنی معتقدند که قانون داشته باشه. کشور ما به عنوان یک کشور در مور پوشش نظر دارد. قانون اساسی در اصل ۴ میگه که تمام قوانین کشور باید بر اساس موازین اسلامی باشد و اسلام قانون پوشش دارد. اما یک پسری رو آوردند نزد امیرالمومنین یک گناه اخلاقی کرده بود جسارت نمیکنم نمیگم. حضرت اونو گرفتند  و یک تنبیهی کردند. دستش قرمز شد بعد سوال کردند برای چی اینکارو میکنی؟ گفت زن ندارم. گفت خب برو زن بگیر. گفت پول ندارم. حالا امیرالمومنین که یک دینار از بیت المال به برادرش نمی داد به اون پسر پول داد و گفت برو زن بگیر. پس بهتره این سوالو بپرسیم که آیا تنها وظیفه جمهوری اسلامی یا حکومت دینی در قبال پوشش فقط اینه که الزام رو بگذاره؟ رابطه اینها چه شکلیه با همدیگه؟ ما در جمهوری اسلامی اگر طلب رفتار داریم باید مقدماتش رو فراهم کنیم یکیش ازدواجه! شما در قرآن در مورد ازدواج یک آیه ای میبینید، کدام آیه است؟

مهمانان برنامه: یغنیهم الله من فضله…

دکترغلامی: و أنکحواالأیامی منکم و…به زبان عربی حتما آشنائید حالا من جسارت میکنم یک توضیحی میدهم. نکاح یعنی ازدواج کردن، ولی این آیه نمیگه نکاح، میگه انکاح. انکاح که مصدر باب افعال است یعنی به ازدواج درآوردن نه ازدواج کردن! و أنکحواالأیامی منکم و… میگه مجرداتونو به همدیگه دربیاورید. بعدش میگه اگر فقیر باشند آنها را بی نیاز میکنم. سوال: تأثیر تأخیر در ازدواج و ساده تر ارضاء به موقع میل جنسی در [جامعه] چیه؟ یک عامل را اشاره میکنم، یک عامل تاخیر در ازدواج و ساده تر تاخیر در پاسخ دهی به میل جنسی چقدر تاثیرگذاره در اینکه خودنمایی و خود آرایی در جامعه رشد کند؟

تاخیر در ازدواج و ساده تر تاخیر در پاسخ دهی به میل جنسی چقدر تاثیرگذاره در اینکه خودنمایی و خود آرایی در جامعه رشد کند؟

ما مواجه میشیم با این فضا که یک آقایی یا دخترخانمی مراجعه میکنه که من میخوام ازدواج کنم. چه طور نگاهش میکنیم؟ بهش به عنوان مفسد فی الارض نگاه میکنیم و میگیم برو واجبات و محرماتت رو رعایت کن. میگه رعایت میکنم. میگه غیر از عید فطر و قربان که حرامه بقیه ۳۶۲ روز دیگه ماه قمری رو روزه ام! میگیم شما غذایی سرد بخور مثلا برنج میخوری با بادجان و ماست و خیار بخور! میگه همیشه سردی میخورم. میگه با وجود اینها با نیاز جنسی داری؟ باز نیاز به ازدواج داری؟ میگه خب بله! میگه خب شما مفسدی! اونوقت اسلام اینه!

ببینید من میگم “و أنکحواالأیامی” مقصودش چیه؟ خانواده و جامعه اون کسانی که به تاخیر انداختن و تن دادن به مبلغ وام ازدواج و …نمیگذارن جوانها به موقع ازدواج کننند و نیازشون رو به موقع پاسخ بدهند و ناخودآگاه اونها رو به این عرصه میکشانند. که بابا اگه جلب توجه نکنی از همسر خبری نیستا چه دخترش و چه پسرش! این الان باید بیاد جواب بده.

اگر کسی معتقد باشد جامعه اسلامی نشسته یک گوشه من به اقتصاد و فرهنگ و نیازهاتون هیچ کاری ندارم، اینجا ارشاد هست تکون بخورید میزنم اگه کسی اینها رو بگه دیکتاتور علی الاطلاق هست. حتما وظایف دیگری دارد اما اون وظایف انجام نمیشه چیکارکنیم؟ برویم اونارو زنده کنیم. من میگم معلول رو که میبینید علتش رو هم درست پیدا کنید. مثلاً مجازات های اسلامی در زمان غیبت امام زمان ارواحنا فداه میگن آقا شما وقتی میتونید مجازات کنید که جامعه اسلامی باشد. میگم کی جامعه اسلامی میشه؟ وقتی بایدهای اسلامی رعایت بشه؟ خب اون چیه؟ ما مشکل داریم اما ریشه مشکل این نیست که حجاب داریم. این مشکلات بوجود میاد ریشه مشکل اینکه بسته ای از خدمات رو باید ارائه میکردیم. نمیتونیم نمیخوایم اعتقاد نداریم، نمیدونم قضاوت نمیکنم! ما این بستر رو ارائه نمیکنیم یک تیکه اش رو بصورت خیلی کاریکاتوری و زننده ارائه میکنیم مثل اینکه من شما رو که میشناسم یه دستم ۷ ساننت باشه و یه دستم ۵ سانت، میگید ناموزونه چقدر؟ این ناموزونی مالِ عدم ارائه همه امکانات هست و اگر همه اینها با هم ارائه میشد اینقدر زننده نمیشد.

این مطلب را هم ببینید:   بررسی حجاب در برنامه تلویزیونی مصیر

مهمانان برنامه: حالا که ارائه نمیکنیم.

دکترغلامی: ایشون سوالشون رو بپرسن بعد برسیم [به سوال شما] چون خیلی وقته منتظرند.

مهمانان برنامه: استاد سوال من این بود که در جواب اینکه میپرسند چرا حجاب اجباریه؟ اصل موضوع ما اجبار حجاب بود. من پوزش میخوام از حضورتون، اون مثالی که فرمودین اون میوه ی گندیده رو فرد باید میخورد و صلاحش این بود که اونو بخوره و …یعنی یک جوری گفتید که اجبار یکی از صلاح هایش اینه که فرد صلاح خودش رو نمیدونه به این دلیل اجبار رخ میدهد در موضوع حجاب. بنظر شما این خودخواهانه نیست؟

فرق قانون حجاب با اجبار حجاب درچیست؟

دکترغلامی: نه اصلاً دلیل من این نبود. من گفتم آیا احکام اسلام برای حجاب حکم دارد یا ندارد؟ اون مثال اول برای جایی بود که گاهی اوقات ما یک چیزی را قانونی میکنیم و فرد مخاطب قانون، خودش از فلسفه قانون اطلاعی ندارد.

حجاب قانونیه یعنی چی؟ فرقش با اجبار حجاب چیه؟ فرقش اینه که اجبار عقیده میخواهد تا عقیده نباشد اجبار معنایی ندارد و یک کار بی فایده ای است اما به جهت قانونی چرا در قانون آوردیم ؟ چرا در قانون جمهوری اسلامی قانون حجاب هست؟ چون اسلام [برای این موضوع] حکم دارد این [جزء] حقوق مدنیه. همه کشورهای دنیا نسبت بهش موضع دارند [ و برای پوشش، قانون وضع میکنند] .

اما در جواب اینکه چرا اجبار نکردیم، گفتم اولا اصلاً ما کلمه اجبار نداریم. این کلمه اجبار رو که به کار میبریم ناخودآگاه هم میرن تو موضع. یعنی چی اجبار؟ ما انسانیم اختیار داریم! بسیار خب اجبار حجاب نیست اما اینکه میگید قانونیه یعنی چی؟ فرقش با اجبار حجاب چیه؟ من گفتم فرقش اینه که اجبار عقیده میخواهد تا عقیده نباشد اجبار معنایی ندارد و یک کار بی فایده ای است اما به جهت قانونی چرا در قانون آوردیم ؟ برای چی در قانون جمهوری اسلامی قانون حجاب هست؟ گفتم یک : اسلام حکم دارد این حقوق مدنیه. همه کشورهای دنیا نسبت بهش موضع دارند.

سوالِ شما این باید باشد که کشورهای دیگه چطوری قانون گذاری میکنن شما چجوری قانونگذاری می کنید. یعنی مثلاً در ایالت کارولینای شمالی امریکا آیا برای حجاب قانون دارند یا نه؟ بله در مورد بعضی لباسها قانون دارند اما خب اونها قانونشون اینکه مثلاً خانم سر و گردنش بازه، آستین کوتاه میپوشه. اونوقت منم سوال میکنم من الان میخوام قانون بگذارم، بنظر شما این قانون مبنایش چی باید باشه؟ سر این بحث کنیم. که یک کسی بگه به نظر من آزادی باشه سوال می کنیم تعریف آزادی چیه؟ رابطه حجاب با آزادی چیه؟ که اینو یادآوری کنید. اینو بهتون بگم این جمله که حجاب محدودیت نیست مصونیت است. نه! حجاب محدودیت است ولی به چه معنا؟ مصونیت هم هست باز به چه معنا؟

مهمانان برنامه: در عمل اصلاً برعکس دیگه! اگه هم همه اینها درست باشه ولی درعمل الان در کشور ما برعکس است! پس چرا الان همه ی اونهایی که حجاب دارند گرایششون به حجاب کم شده است؟ بجای اینکه با همه اینها بخواهند به حجاب گرایش پیدا کند؟ الان یک چیز بدی شده. کسی که بی حجابه خودشو زیبا میدونه، خودشو اصلاً خوب میدونه! ولی کسی که حجاب داره اینطور نیست.

مهمانان برنامه: تا از بحث دور نشدیم من یک سوال بپرسم؟ اینکه شما فرمودید حالا جامعه یا اون دولت پک کامل رو ارائه نمیده مثلا ازدواج جوانها رو فراهم نمیکنه و …پس چرا عوض نمیکنند اون قانون یا اون مصوبه رو؟ اینکه حالا در یک زمانی داشتیم، میومدن حلال ها را حرام میکردند یا توتون و تنباکو رو یک مدت حرام می کردند بر اساس اون شرایط زمانی یا اقتصادی جامعه، چرا نمیان بر اساس شرایط که الان ما توش هستیم الان بیان قانون تصویب کنند؟

مجری: یک مثالی شما زدید که من میخواهم إن قلت توش بیارم؛ مثال اندلس رو که زدید گفتید زنان مسیحی رو آوردند در راستای فاسد کردن جامعه. ما الان مشکلمون این نیست که میخواد فساد کنه. من میگم یک آدم معمولی ائی که میخواد روسری سرش نباشه یعنی همین بحث! بحث فساد و اینها نیست یک آدم معمولی است که میخواهد اینجوری باشه حتی بحث ازدواج رو فرض کنیم که حل شد که حالا یک بخشی اش کار حکومتیه و …خیلی حالا ریشه های متفاوت دارد که فرضاً  که اینم حل شد و ازدواج کرد و دوست دارد بعد از ازدواج هم حجاب نداشته باشد یعنی حالا با این مسئله لزوما مسئله حجاب حل نمیشه.

دکترغلامی: من یک سوال میکنم و برمیگردم عقب، بنظر شما حجاب زنهای ما در جامعه فعلاً در فضای عالم به خواست و میل خودشونه؟ اینو پاسخ بدهید. یعنی الان خانم های ما تصمیم میگیرند یک پوششی داشته باشند و کسی هم کاری به کارشون نداره؟

مهمانان برنامه: ولی اجبار میکنه حکومت دیگه!

مهمانان برنامه: رسانه

جنگ رسانه ای برای پوشش

دکترغلامی: یه خرده موهاشو بیرون میذاره یا آرایش میکنه، آیا واقعاً در مقام واقع، حجاب خانم های ما پدیده ای است ناشی از گزاره های خاص که محدود بشوند و لاغیر؟ رسانه ها مشخصاً دارند رو پوشش خانم های ما کار میکنند. این حاکی از این نیست که مسئله پوشش در جامعه ی ما مسئله ای فراتر از یک بحث سلیقه ای و شخصی شده است که بگه من قبول ندارم.

این همه رسانه اینهمه تلاش برای چیه واقعاً؟ تازه من ابعاد سیاسی اش رو نمیگم. خود موضوع فرهنگی رو دارم اشاره میکنم  من اتفاقاً خواستم یک پیغام بدم اگر طرف مقابل ما احساس کند براندازی ما رو میتونه از طریق ترویج فحشا و فساد آغاز کنه نقطه ی آغازش میتونه حجاب باشه. این معناش اینکه هر خانمی موهاش بیرون باشه مفسده؟ مطلقاً.

چند سال پیش شورای فرهنگ عمومی یک تحقیقی کرده بود. دوستان ما که اونجا بودند میگفتند فراوانی اون جامعه مخاطب هم خیلی خوب بود، ۹۴ درصد مخاطب های اونها خانم هایی بودند که پوشش خوب نداشتند در تقسیم بندی اونها شُل حجاب بوند؛ شل حجاب یعنی کسی که هیچ دلیلی برای بدحجابیش نداره! میگه خب اینجوری قشنگترم! اینجوری دوست داره. خب مگه اشکالی داره؟ ۶ درصد آدمهایی بودند که فقط خواست اینهاست اینهمه شبکه و برنامه که حتی در مورد جسارتاً رنگ سایه ی چشم میگه چه رنگی باشه! به یک خانمی رسیدم گفتم جسارتاً معنای این مقدار کشیدن خط و رنگش رو میدونید چیه؟ گفت نمیدونم. گفتم این این این این… شما نمیدونید اما معناش اینه! بعد بجای دیگه ای میرید همینو داره تکرار میکنه! برای چی اینقدر داره سرمایه گزاری میکنه؟

مهمانان برنامه: آقای دکتر خیلی فضا داره میره به این سمت که زن یک موجود منفعل هست که جمهوری اسلامی میگه اینجوری باش، رسانه های غربی میگن اونجوری باش! و من یک زن کاملا منفعلم که هیچ کاری هم از دستم برنمیاد! بگید تورو خدا که من چیکار کنم! من چجوری بپوشم. من اینکه نقل میشه که زن اینطور منفعلانه است یه جورایی داره اذیتم میکنه. من میخوام تمرکز برگرده روی زن که اگر من یک زنم و شما بحث براندازی و اینها رو گفتید اصلاً بپذیرم که اتفاقی مثل اندلس نمیخوام برای کشورم بیفته اما همه ی بار مسئولیت روی دوش من زنِ!

دکترغلامی: نه اینو جواب میدم.

مهمانان برنامه: یک نکته ای رو من بگم ببخشید جاش همینجاست که یه وقتی شما میگید که اگر آزادش بگذارند به ظاهر در واقع آزاد نیست. بحثی که خیلی از خانم های جامعه ی ما دارند احساس بی احترامیه! احساس اینکه تو برای چی نمیذاری من انتخاب کنم؟ اگر الان شما بیای بگی قانون حجاب رو من به عنوان یک زنی که حجابم رو انتخاب کردم میگم آقا من همین حجابم رو دارم ولی از اینکه بخوای اینو روی سر من اجبار کنی احساس بی احترامی میکنم از اینکه بگن تو باید فلان… . من میخوام مدل دیگه ای باشم. من اینو انتخاب کردم که مطابق ارزشهای جامعه است ولی خیلی از اعضای جامعه میگن بابا به من احترام بذار من رو به رسمیت بشناس.

دکترغلامی: اینکه شما میفرمایید اینو اول از فرمایش شما شروع میکنم بعد میام سراغ فرمایش شما! اینکه میگید بعضی ها که با حجاب احساس بد دارند و بی حجابها احساس خوب ما بعضی وقتها یک  احساس واقعی جلوی رومونه، بعضی وقتها واقعاً یک مشکلی داریم، بعضی وقتها احساس میکنیم مشکل داریم مثلاً فرض بفرمائید من فقیرم یعنی اینقدر فقیرم که نمیتونم شام تهیه کنم واقعاً فقیرم. لذا اگر شما ۱۰ هزار تومن بدهید که من بتونم یک غذای معمولی تهیه کنم اونجا احساس میکنم که فقر من برای شام از بین رفت. اما گاهی من  احساس فقر دارم؛ یه خونه ی ۲۰۰ متری، یه ماشین خوب، یه حساب پس انداز خوب هم دارم ولی به شما نگاه میکنم که یک خونه ۵۰۰ متری دارید یک ماشین آنچنانی و حساب…احساس فقر میکنم . اگه به اندازه شما به من پول بدهند احساس فقرم از بین میره؟ نه! چون یک نفر دیگه رو نگاه میکنم که بالاتره. فقر رو میشه از بین برد ولی احساس فقر رو نه! چی میشه که یکی نفر با حجاب احساس بد داره و یک بی حجاب احساس خوب؟ اما قائل به مطلق بودنش نیستم ها! یعنی الان هر کی با حجابه به شما بگه احساس بد داره اینطور نیس ولی چرا این اتفاق میفته؟ چون ما در این جنگ رسانه ای متاسفانه باختیم.

مهمانان برنامه: البته بطور عامیانه فرد بی حجاب خودش رو یک فرد باکلاس میدونه دیگه.

دکتر: دقیقاً همینطوره. کلاسی که احساس میکنه همه باید به من احترام بگذارند! درست! همشون نه ها! برای خودش هم توهم بوجود آمده که من … . افکار شهروندان درجه بندی داره و من در درجه ی خاصی قرار دارم. این رو چه کسی ایجاد میکنه؟ میرسیم به اون الگوسازیه! توی اموزش و پرورش، تو صدا و سیما در نهادهای تبلیغی موجود الگو کیه؟ چقدر روی اون الگویی که داره فعالیت  اجتماعیش رو میکنه [و در عین حال] عفاف و حجابش رو هم رعایت میکنه، کار میکنیم؟ چقدر او را بازرسی میکنیم؟ من براتون مثال بزنم، همین خانم علیزاده که توی المپیک مقام آورد رهبر انقلاب پیام دادند. این یعنی چی؟ این خانم بیشتر برجسته شد توی رسانه ی انقلاب ما. یا یک خانمی از بازیگران ما که به قول خانم الان اینور دوربین با اونور دوربین متفاوتند!

مهمانان برنامه: الگوی خیلی ها هم هستند. مثلاً دانش اموزان کوچکی که هنوز تفکرشون به طور کامل شکل نگرفته.

دکترغلامی: ببینید بچه های دانشگاه شریف رفتند پیش رهبری، خانمها و آقایون مدال هاشون رو دادند، ایشونم مدالها رو با یک چیزهایی برگردوند. کلی خانم هم نشسته بودند چقدر تعریف کرد ایشون؟ چقدر رهبری تعریف کرد؟ خب چرا؟ اینکه برگرده بگه نه شما خانمید و وظایف شما چیز دیگری است. تحصیلات تکمیلی رو کی داره فریاد میزه برای خانم های ۲۰-۳۰ ساله؟ رهبر! چرا؟ چون این حرف رو قبول داره.

نشست سوم راهبردی موضوع زنان و خانواده، اندیشمندان این حوزه با رهبری بودند، چه اتفاقی افتاد؟ اول صحبت رهبری چند دقیقه که گذشت ایشون گفتند من معتقدم زنان در جامعه ی ما مظلوم واقع شدند حتی یک جمله ای رو هم گفتند که تلویزیون هم احساس کردم نشون نداد، گفتند مرد یک موجود زمختی با صدای کلفتی میاد و چنین و چنان… خانم هم باید تحمل کند. که آقایون همه قرمز شده بودند و خانمها همه می خندیدند در جمع! خب این را قبول داریم. اما این احساس، راهکار برون رفتش چیه؟

 

ادامه دارد…

 

قسمت اول برنامه بدون توقف با موضوع حجاب را اینجا ببینید.